شنبه , مهر ۲ ۱۴۰۱
خانه / ایران گردی / دریاچه گهر

دریاچه گهر

این بار قرعه به نام گهر افتاد.نگین فیروزه ای اشترانکوه.روز یکشنبه به سرمون زد بریم گهر.پنج شنبه برنامه رو اجرا کردیم.مجید و صابر من رو همراهی می کردند.

ما ساعت 4 صبح با ماشین خودمون از اراک راه افتادیم.بعد از گذشتن از درود ساعت 6.5 روستای چشمه خیه بودیم.ماشین رو در پارکینگ نسبتن مرتب پارک کردیم و راه افتادیم.

اینجا بازار خر و قاطر گرم بود.عده ای که سن و سالی داشتند یا خیلی وسیله همراهشون بود،بارشون رو به قاطر و الاغ می سپردند و سبک بار دنبال الاغ و صاحبش می دوییدند.بدی خر همین بود که سرعت کاروان چهارپا خیلی زیادتر از آدمیزاد با دست خالی است.

ما کوله های خوبی بسته بودیم.هر نفر حدود 13 کیلو بار همراه داشتیم.ساعت 7 صبح راه افتادیم.5 ساعت پیاده روی داشتیم که حدود 45 دقیقه اش رو استراحت کردیم.

مسیر اینطور هست که کمتر از یکساعت تا بالای سراشیبی تند پنبه کار راه هست.از پنبه کار 1.5 سراشیبی سنگینی پیش رو است.توقف بعدی چشمه پایین گردنه پنبه کار هست که باید استراحت کرد.از اینجا دوباره یک ساعت تا چشمه آب سفید راه بود.اینجا هم میشد استراحتی کرد چون بمدت یکساعت شیب نسبتا طولانی پبش رو بود تا سر گردنه خدا قوت که سربالایی سنگینی داره.بعد از این خدا قوت دیگه تا دریاچه بیشتر از 20 دقیقه راه نیست.

زمان طی مسیر بستگی به آمادگی بدنی اعضا تیم داره.بین 4 تا 6 ساعت نرمالش هست.

محل اقامت در کنار دریاچه محوطه وسیعی بود که توسط محیط بانان به خوبی مدیریت میشد.تعدادی سکوی سیمانی جهت برپا کردن چادر وجود داشت که کنار هر کدوم نور افکن با صفحه خورشیدی وجود داشت.البته فقط دوتاشون روشن میشدند.

در چند نقطه شیر آب قرار داده شد و خلاصه همه چیز به نسبت دور افتادگی منطقه مرتب بود.در بدو ورود برگه ای حاوی اطلاعاتی در مورد دریاچه و بایدها و نبایدها به بازدید کننده ها داده میشد.خوشحال شدیم که همراه این برگه تعدادی کیسه زباله جهت جمع کردن زباله ها و تحویل اونها داده میشد.

زباله ها توسط محیطبانان جمع آوری و چند روز یکبار آتش زده می شدند.در کل عملکرد محیط بانان واقعا عالی بود.جا داره همینجا حسابی بهشون خدا قوت بگیم و تشکر کنیم.

توضیحات بیشتر رو در داخل گالری عکس ها میدم

در برگشت تا چشمه پایین پنبه کار برگشتیم.از اونجا به توصیه مرد دکه دار وارد دره رود گهر شدیم.مسیر سنگلاخ و سختی رو طی کردیم تا رسیدیم دره گردو و آبشار بسیار زیبای اون رو دیدیم.این دره بسیار بکر بود و البته به دره خرس هم مشهور هست.انگور وحشی،بادام کوهی و پسته کوهی به وفور دیده میشد.انگورها تازه به گل نشسته بودند و بوی بسیار شیرینی داشتند که من تا به حال تجربه نکرده بودم.بوی گل انگور!

مسیر برگشت از دره گردو تا بالای پنبه کار وحشتناک بود.دو ساعت سربالایی بسیار سنگین.البته برای ما که مسیر دریاچه تا دره را هم طی کرده بودیم،خستگی واقعن مضاعف بود.تا رسیدن به ماشین 9 ساعت پیاده روی سنگین داشتیم.

زشتی های سفر:

  1. همچنان ریختن زباله یکی از بزرگترین مشکلات کوهنوردی و طبیعت ما است.هیچ تلاشی هم در جهت ارتقا فرهنگ مردم صورت نمی گیرد.
  2. بیشتر بازدید کننده های دریاچه جوانان مجردی بودند که برای مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی مشرف شده بودند.کمی که هوا تاریک شد،شروع کردند به عربده کشی!خنده های وحشتناک و کل کل با الاغ ها.یکی از خرها (حالا به دلیلی) شروع می کرد به عرعر،اینها هم جواب می دادند و خر دیگری دوباره و دوباره…در واقع مثل صفحات آخر “قلعه حیوانات” نمی شد حیوان را از انسان و انسان را از حیوان تمیز داد.عربده کشی تقریبا تا صبح ادامه داشت.
  3. به شکل عجیبی این  مردم به شکستن شاخه های درخت و دود راه انداختن و کباب درست کردن علاقه دارند.تمام محوطه پر از دود شده بود.من هم با میگرنم و قرصهایی که همراه نداشتم،فقط زیر لب فحش می دادم به در و دیوار.آخه من نمی فهمم آدم میمیره اگه رفت بیرون کباب نخوره؟! خیلی خوب اعتیاد داری به جوجه کباب،زغال با خودت بیار.اصلن اونجا مغازه هست بخر.چرا شاخه های درخت رو میشکنی؟! حدود 100 تا 200 چادر زده شده بود که تقریبا کنار همه آتش بزرگی برپا بود.تصور کنید چه حجم چوب با هر بار یورش این جماعت از بین میره.خلاصه اینکه اگر فکری به حال این مساله نشه،بزودی شاهد تخریب کامل جنگل کنار دریاچه خواهیم بود. (کارد بخوره به این شکم،یارو گوسفند با خودش آورده بود!!!)
  4. محیط بانان و فروشنده های بومی منطقه رفتار بسیار دوستانه و با محبتی داشتند و بی نهایت مهمان نواز بودند اما امان از دست لرهای گردشگر.اینها گهر را متعلق به خود می دانند و اگر می فهمیدند لر نیستی از کوچکترین آزار و اذیتی فروگذار نبودند.بد نیست بدانید اهالی درود، دریاچه را متعلق به خود می دانند.ازنا هم به همچنین.کاش دل می سوزاندند و بجای اینکه به گردشگران پرخاش و تندی کنند،یاد می گرفتند از اجاقهای سفری گازسوز استفاده کنند و کباب و جوجه کباب را برای منقل خانه بگذارند.

در انتها چند نکته:

  1. سفر به تجربیات انسان اضافه می کند و دوره فشرده یادگیری صبر و استقامت است.سفرهای اینچنینی را از دست ندهید.مخصوصا اگر دوستی که تجربه کوهنوردی و بیابانگردی بیشتری نسبت به شما دارد،پیشنهاد سفر را مطرح نماید.
  2. کفش مناسب و راحت بسیار حیاتی است.از پوشیدن کفش نو خودداری کنید.ترجیحا کفش ساقه بلند و سبک و مخصوص راهپیمایی استفاده کنید.
  3. جوراب ضخیم ساقه بلند برای جلوگیری از آسیب پا و تیغ و خاشاک
  4. باتوم یا چوب دست نیز کمک زیادی به شما می کند.
  5. جهت خرید کوله و جمع کردن کوله نهایت دقت را داشته باشید و از کسانی که تجربه کوهنوردی دارند حتمن کمک بگیرید.
  6. کلاه مناسب،عرقگیر و عینک آفتابی فراموش نشود.
  7. کرم یا لوسیون ضد پشه و کرم مخصوص بعد از گزیدگی همراه داشته باشید.
  8. جعبه کوچکی از کمکهای اولیه همراه داشته باشید.
  9. خرمای خشک یا کشمش در جیب خود بریزید تا هنگام حرکت با کمبود انرژی مواجه نشوید.
  10. خیار و نمک در راهپیمایی طولانی همراه داشته باشید چون تعریق زیاد شما رو با کمبود نمک مواجه میکنه.قرص نمک هم هست که من تجربه ای ندارم.
  11. آب آشامیدنی متناسب با برنامه سفر همراه داشته باشید.نه کم و نه زیاد.
  12. در کوه به همدیگر کمک کنید.صبور باشید و از شرایط بدی که ناخواسته بوجود می آید،عصبی نشوید و فراموش نکنید برای چه به کوهستان آمده اید.

سرزمین زیبایی داریم و قدر آنرا بدانیم.پتانسیل توسعه گردشگری و ایجاد اشتغال با سرمایه گذاری نه چندان زیاد قابل دسترس است.آنهم در استانی مانند لرستان که با بیکاری دست به گریبان است.گردشگری داخلی هر چند خوب است اما بازده اقتصادی ورود گردشگر خارجی و ارز همراه را ندارد.

شما تصور کنید شهر دورود یک فرودگاه کوچک دارد.این مسیر 18 کیلومتر پیاده روی تا دریاچه تله کابین ساخته میشد و نزدیک دریاچه هتلی بود و سیستمهای تصفیه پساب جهت حفظ آب و خاک منطقه وجود داشت.

همه اینها بهمراه تبلیغات مناسب میتوانست معیشت مردم منطقه را دگرگون کند.فروش محصولات صنایع دستی،گیاهان دارویی،محصلات لبنی عشایر و …در کنار درآمد ناشی از گردشگری طبیعت، باعث فقرزدایی و خشونت زدایی از منطقه میشد.کل سرمایه گذاری مورد نیاز را اگر مقایسه کنید با بهترین صنایع، از لحاظ ضریب اشتغالزایی و ایجاد توسعه و رشد فرهنگی که بدنبال داره،رقم قابل توجهی نیست.

31 دیدگاه

  1. سلام

    متن خوبی نوشته بودید و لذت بردم.

    ما ایشالا هفته آینده 26 ام میریم دریاچه گهر. راستی ماهیگیری مجاز بود الان؟ و اگه آره، میشد ماهی گرفت؟ موندم که چوب (نمیدونم چی بهش میگن!) ماهیگیری ببریم یا نه؟

    اگه حوصله داشتین جواب رو به میلم بزنید، خوب هست

    GooD LucK

    • قلاب ماهیگیری یا بقول شما چوب هم می تونید ببرید.همونجا مجوز براتون صادر می کنند و ماهیگیری هیچ منع قانونی نداره.اگر هم بلد نباشید با کمی پشتکار همونجا یاد می گیرید.فقط لطف کنید درصورتی که موفق شدید و در هنگام صید به ماهی آسیب زیادی وارد نشد،دوباره اون رو برگردونید به طبیعت،باشد که عبرت گرفته و عمرش طولانی شود و شما هم به دو لذت ماهیگیری و آزاد کردن یک موجود زنده نائل شوید.
      جوابتون رو همینجا دادم باشد که دوباره سری به اینجا بزنید!

  2. البته دید ما به ماهی به عنوان یه وعده غذایی هست بیشتر D:

    راستی اونجا پریز برق هست برا شارژ باطری دوربین و مانند آن؟

    GooD LucK

    • شاید داخل ساختمون محیط بانی باشه.ولی راستش دقت نکردم.بجز اون بصورت عمومی نیست.راستی یه نکته مهم…سرویس بهداشتی نزدیک دریاچه متروکه هست.یکی دیگه تازگی ساخته اند خیلی تمیز نزدیک محوطه ورودی وقتی از راه می رسید.رو به روی پارکینگ الا ها!!!

  3. تو هنوز هم سردر میگیری موقع زیاد راه رفتن؟ یادم نرفته اون سفر کارون و سردرد عجیب تو رو. شاید هم به خاطر آفتاب زیاد باشه.
    خوبه که طرف دریاچه گهر امنیت برقرار بوده. سگ هم نبوده….

    • میگرنم خیلی کمتر شده.اما آفتاب زیاد هنوز هم آزارم میده.عشق کوه و طبیعت سر درد رو برام قابل تحمل میکنه.
      یاد اون سفر دشت سوسن بخیر.آخ خدا خیلی خوش گذشت.حتی با سردردی که من گرفتم.یکی از وحشتناک ترین سردردهایی بود که تجربه کردم.اما چه سفری شد.به تاریخ پیوست.شاید 10 سال گذشته باشه.فکر کنم با احداث سد کارون 4 همه اون مناطق زیر آب رفته باشه.یاد جنگل و شب بخیر…یاد اون پیرمردی که همراهمون شد بخیر…سر گذاشتن به آب کارون و سیراب شدن…اشکفت سلمان و مینی بوسی که صندوقش پر از بز بود…یادش بخیر

  4. مهدي جان

    نكات خوبي رو بهمون يادآوري كردي كه فكر كنم به درد هر كسي تو سفر كوه و دشت مي خوره

    پسر تو حواس نداري مگه؟ قرص هاتو هميشه بايد همراهت داشته باشي.

    برام جالب بود كه اينقدر به گهر رسيدند و به مسافرها خدمات مي دن بخصوص قسمت نايلون زباله دادنشون.

  5. گزارش جالبی بود.
    میگم کنار دریاچه هوا سرد هست، موقع خواب؟

    ممنون از شما

    • باید چادر و کیسه خواب داشته باشید.هم بخاطر سرمای هوا و هم بخاطر حشرات.اما در کل بستگی به خودتون داره.بودند کسانی که بیرون از چادر یک پتو کشیده بودند روی سرشون و انگار که هزار سال بود خواب هستند!

  6. چه خوبه که آدم تصمیم بگیره بره سفر و بتونه بره… از تصمیم تا عمل به اندازه آزادی فاصله است

  7. بینم من چرا اون آخرین نوشته تو رو نمی بینم؟ اون که تیترش فیفا … هست؟ لاگین هم هستم ولی بازم نمی بینمش؟؟؟؟؟؟؟ کمک….

    • اگه نمی بینی پس تیترش رو چطور میدونی؟!
      بهرحال یا باید همه اش رو ببینی یا تیترش رو هم نمی بینی.مرورگرت مشکلی نداره؟

  8. I saw the comments. I do not see anything on the feront page, but when log in, I can see the comments. Strange is not it.

  9. ما هم، رفتیم و برگشتیم و ای کاش …، نمییدونم، نرفته بودیم
    بیشتر توضیح میدم بعدا

  10. مملکت تخمی

  11. lینجا از نظر امنیتی خیلی ضعیفه.
    مردم این منطقه لیاقت توریسم و گردشگری را ندارند.

    • چی شد؟! فرشاد و امید بیشتر توضیح بدید ببینیم لرها چه بلایی سرتون آوردند؟
      (هر چند میشه حدس زد…من هم واقعا متاسفم)

  12. درود دوست عزیز
    ما هم یه گروه چهار نفره هستیم که احتمالا تا یکی دو هفته دیگه میریم گهر.
    اگه اشکال نداره چند تا سئوال دارم:
    1-امنیت اونجا چه جوریه و چه نکاتی رو شما پیشنهاد می کنید(مثل اینکه بعضی از بچه ها ناراضی بودند)؟
    2-میشه اسم جاهایی دیدنی که در طول مسیر و در اطراف دریاچه هست رو بنویسید؟
    3- اطلاع دارید هوا توی تیر ماه در شب و روز چه جوریه؟
    4-اونجا جایی برای خرید مواد غذایی هست یا نه؟

    ممنون

    • 1.حداقل در مورد امنیت ما مشکلی ندیدیم.حالا ایشالا بچه هایی که مشکل واسه شون پیش اومده میان توضیح میدن.
      2.شما به سر پنبه کار که رسیدید،یه راهی به سمت راست جدا میشه که به دره گردو میرسه.جای دیدنی بود.عکسهاش هم هست.همین مسیر بعد از گذشتن از دره گردو به دره نیگا (نگار) میرسید که ما نرفتیم اما تعریفش رو زیاد شنیده ام.مسیر دره نیگا احتیاج به طناب و لوازم هست و باید یه نفر حرفه ای همراهتون باشه.
      از پایین دره گردو میشد رفت سمت دریاچه که باید حدود 5 ساعت مسیر سنگلاخ سختی رو پیاده روی کنید.همه اینها بستگی به تجربه و توان جسمی تیم داره.
      3.هوا خوبه جای نگرانی نیست.آفتاب داغ هست و شب خنک.کیسه خواب سبک و چادر صحرایی توصیه میشه
      4.انواع نوشیدنی اونجا بود.قیمتش دو برابر.با توجه به مسافت و هزینه باربری و … به صرفه است.یه نونی هم رسوندید به اون بندگان خدا.بجای 6 کیلو بار 4 تا دوغ خنک همونجا می خرید.

  13. خیلی مطالب جالب و مفیدی بود. کاش شما GPS داشته باشی یا تهیه کنی و بتونید نقشه های جی پی اس مسیرهایی را که می روید برای استفاده دیگران قرار بدید.
    با تشکر و موفقیت

    • به رضا:
      اتفاقا جی پی اس داشتم و خیلی از نقاط رو مارک کردم.قبلن یه امکانی داخل گوگل بود که مختصات رو می دادی و عکس هوایی نقاط رو لینک می داد.ظاهرا این امکان دیگه فعال نیست یا حداقل به ایران سرویس نمیده.با این وجود مختصات رو با اسم نقاط قرار میدم.

  14. ما هفته پیش رفتیم گهر. در طول مسیر مشکل امنیتی نداشتیم. پایین گردنه پنبه کار یه چادر نیروی انتظامی در کنار چادر قهوه خانه هست. از پاسگاه محیط زیستی که در جاده آسفالت قرار دارد و باید از آن مجوز بگیریم، در مورد دره نگار پرسیدیم، گفت: شما نه مجوز بازدید از دره نگار را دارید و نه آنجا امنیت لازم را دارد. شب اول که به دریاچه گهر رسیدیم، روی سکوهای سیمانی خوابیدیم. کنار دریاچه هم میشه خوابید، ولی ما چون چادر درست و حسابی نداشتیم و باد شدید می وزید، روی سکوهای سیمانی خوابیدیم. کنار دریاچه آن قسمتی که نزدیک پاسگاه محیط زیست هست، امن هست. ولی ساحل آن قسمتی که جنگل هست ،برای خواب امن نیست . میتوانید در طول روز بروید و بگردید. اما ما روز دوم بعد از گشت زدن در اطراف دریاچه، رفتیم به سمت دریاچه گهر بالایی (گهر کوچک). پاسگاه محیط زیست هم به ما گفته بود که گهر بالایی نا امن هست، ولی ما گوش نکردیم و رفتیم. تا گهر بالایی تقریبا 45 دقیقه راه است. موقع برگشتن بود که چند حدود 8 نفر نوجوان(17-20 ساله) با قمه راهمان را سد کردند و دوربین و موبایل و پول و جی پی اس مان را گرفتند. دست از پا دراز تر برگشتیم. به پاسگاه کنار دریاچه هم اطلاع دادیم و رفتیم درود. اما در اوج ناباوری دو روز پیش از پاسگاه درود به ما زنگ زدند که دزدها را گرفته اند. من دیروز رفتم درود و قسمت اعظم وسایلمان را گرفتم.البته یه نفر از حرامی ها فراری است. برخورد همه اهالی محل و .. با ما خوب بود.و همگی هم مهمان نواز. چند نفر حرامی باعث می شوند که اسم همه خراب شود.
    نتیجه: خود گهر خوب است. دره نگار و گهر بالایی نا امن است. برای خواب، ساحل جنگلی گهر هم نا امن است.

    • به امید:
      تجربه ای بوده واسه خودش.مواجه شدن با راهزن اون هم لر…خیلی هیجان انگیز بوده احتمالن.قبول دارم بعدش کلی حالتون گرفته شده اما چند سال دیگه که برگردید خاطرات رو مرور کنید کلی می خندید.
      برای ما هم اتفاق جالبی افتاد…روبروی چادر نشسته بودیم…بچه های چادر کناری اومدند گفتند دریاچه بالایی رو دیدید؟ خیلی خیلی باحالتر از این یکی است.گفتم مرداب شده و کوچیکتره.لطفی نداره.
      رفتند اون طرف تر اما صداشون می اومد…داشتند (با لحجه غلیظ اراکی ) می گفتند می خواستیم سرکارشون بذاریم دهن … ها خودشون بلد بودن!
      یه یارویی هم مسیر میانبر احمقانه ای رو پیشنهاد داد و عجیب انتظار داشت باور کنیم! خلاصه گهر پر از آدم های عجیب غریب هست! درست مثل طبیعتش.

  15. درود
    آقا مهدی دست شما درد نکنه.
    ما احتمالا تا دو هفته دیگه عازم اونجاییم.جواب هایی که خیلی می تونه به ما کمک کنه.خیلی مفید بود.دستتون درد نکنه.

  16. سلام
    همسفر الان آمدم نوشته ها و نظرات دوستانت رو در مورد سفر به گهر خوندم خیلی جالب بود.
    امید وارم بازم از این سفرای باحال تو فصلهای مختلف داشته باشیم.

  17. درود
    آقا یه سئوال داشتم.
    می خواستم ببینم فروشگاه بالا غذاهای صبحانه هم برای فروش داشت یا نه(خامه، پنیر و …)

  18. سلام
    متنت خیلی خوب بود مخصوصا نتیجه های اخلاقی آخرش,موفق باشی.

  19. سلام من دوست دارم برم گهر فقط از ناامنیش میترسم لطفا راستشو بگید.ممنون

    • خودتون تنها یا با تعدادی خانم هرگز! با چند نفر آقا باشید یعنی گروه تون مثلا حدود 7 یا 8 نفر باشه بعید می دونم مشکلی واسه تون پیش بیاد.اما بهرحال از مسیرهای فرعی دوری کنید.توی مسیر اصلی هم شلوغ هست و هم محیط بان ها مراقب اوضاع هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *