دوشنبه , فروردین ۲۳ ۱۴۰۰
خانه / متفرقه / بهار و صداقتی گم شده

بهار و صداقتی گم شده

امسال قشنگ شروع شده با یه دنیا امید و آرزو.
بهار امسال برام با دو تا عکس تعریف میشه. اولیش عکس سفره هفت سین مهدی تو پالایشگاهه و دومی عکسی از رخساره که در اولین دیدار با برادر تازه به دنیا اومدش اشک شوق می ریزه.
چیزی که مجذوبم می کنه صداقت این عکس هاست. واقعی هستن. بدون هیچ تلاشی برای اثبات اینکه من بهترین و خوشبخت ترینم. طاعونی که به جون فرهنگ ما افتاده٬ تلاش بی وقفه همگانی برای اثبات احمقانه ترین ارزش ها.

مطلب پیشنهادی

فیزیک کوانتوم

مدتها بود دنبال مفهوم فیزیک کوانتوم یا همان مکانیک کوانتوم بودم. یکی دو سال پیش …

5 دیدگاه

  1. بهار امسال برای من خالی از حس سال نو و عید بود. هفت سین هم نداشتم چون به نظرم هفت سین رو خاک ایران عطر و بو داره. نه عید نه کریسمس برای ما نسل سرگردان معنایی نداره. همش اداست.

    میان گریه می خندم که چون شمع اندر این مجلس
    زبان آتشینم هست لیکن در نمی گیرد.

    • رضوان و فرخ و امیر عزیز و همه بچه هایی که به ما سر میزنید اول اینکه نوروز شما پیروز. با امید به بهترین ها که لیاقتش رو دارید. دوم اینکه ما هم سر کار هفت سین واقعی نداشتیم. یه مختصر دعوایی با خدمات شرکت کردیم که بابا ما که لحظه تحویل سال سر کار هستیم بخدا آدمیم. یه چیزهایی آورند و یه چیزهایی کم بود. “سیم” و “سنگ” و “سیگار اوس خیری” را هم بچه ها اضافه کردند تا تکمیل شد. اولش خیلی حالم گرفته بود. تک و تنها نشسته بودم اتاق خودم. دوباره گفتم پاشو برو پیش بچه ها که اتفاقن انتظار داشتند من برم. چقدر خوشحال شدند و چقدر جمعشون گرم شد. گرمایی بود که حاصل وجود تک تک ماها بود در سرمای دورانی که نوروز ما را حکومت به رسمیت نمی شناسد. خودمان را دست کم نگیریم.

  2. @فرخ: من درست متوجه نشدم منظورت از “احمقانه ترین ارزش ها” چیست؟ راستش بیشتر از ده بار اون یه خط رو خوندم نفهمیدم 😀

  3. مهدی عزیز عید شما هم مبارک
    برداشت ما رو از عید که رضوان به خوبی توضیح داده.
    منظور من از ارزشهای احمقانه همون چیزیه که فیس بوک رو برام غیرقابل تحمل می کنه. یه تلاش همگانی برای فخر فروشی و البته فضولی. این ها ارزش های امروز فرهنگ است. این ها چیزهایه که جای صداقت رو گرفته. یادم نمیاد آخرین دوره ای که مردم ما با هم و با خودشون باصداقت وبی تعارف و تفاخر صحبت کردن کی بوده. ولی مطمنم خیلی وقت پیش بوده.

    • حالا روشن تر شد. موافقم. من هم الان چند وقتی است که دارم روی این مساله کار می کنم. لذت بردن از اتفاقات خیلی کوچک و زندگی رو سخت نگرفتن به خودت و دیگران هنر بزرگی است که با تمرین حاصل میشه. بهترین کار کنار کشیدن از این ماراتن همگانی احمقانه است و آروم از بیرون نگاه کردن به تلاش افراد برای نشان دادن آنچه نیستند و سرخوردگی از اینکه نمی توانند آنچه نشان می دهند باشند. من در فیص بوک هم دنبال همین رویه هستم برای همین هم هست که در درجه اول هیچ همکاری در فهرست دوستان من نیست چون اضافه کردن آنها مساوی است با ارضا حس فضولی ایشان و باعث میشه اونی که بواقع هستی رو نتونی نشون بدی و دوم اینکه از صد و خرده ای آدم که باهاشون دوست هستم فقط پست های زیر بیست نفر رو می بینم. هر کس چند تا پست با اون مشخصاتی که گفتی گذاشته، نا دیدنی اش کردم! قابل تحمل شده بعلاوه اینکه در یکی دو تا کمپین زیست محیطی هم گاهی مطلب به اشتراک می گذارم که فکر می کنم میتونه مفید باشه. میشه اونطور که دوست داری تغییرش بدی و ازش استفاده کنی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *